سقیفه ... (2)
بنام خدا

پیشگفتار
درباره "سقيفه" وجايگاه آن در تاريخ اسلام، از ديرباز تاکنون، کتاب هاى بسيارى مستقلاً يا به مناسبت، به رشته تحرير در آمده است که، البته، از نظر ارزش واهميت يکسان نيستند .
بيشتر اين کتاب ها، سقيفه را، تنها در يک روز ديده اند ولذا غالباً کوشيده اند که، صرفاً، حوادث آن روز را بررسى کنند؛
البته، گاه، بذکر حوادثى که در طى يک دو هفته پيش و پس از آن رخ داده است نيز پرداخته اند .
در ميان کتب متقدمين کمتر کتابى را مي توان سراغ گرفت که در اين باره سخن نگفته باشد. نگاهى به سى اثر برجسته از منابع هزاره اول اسلامى، که در آنها ماجراى سقيفه، گاه به اجمال وگاه به تفصيل مورد بحث واقع شده، گويای اين حقيقت است که ارباب تاريخ وسيره وحديث نتواسته اند بى اعتنا از کنار اين ماجرا بگذرند . 1
از نويسندگان معاصر نيز افرادى بدين کار همت گماشته اند و آثارى شايان توجه عرضه کرده اند،
کسانى چون:
مرحوم محمد رضا مظفر 2 محمد باقر بهبودى 3 عبد الفتاح عبد المقصود 4 ويلفرد مادلونگ 5
مرحوم مظفر در کتاب خود السقيفه کوشيده که با روش علم کلام به دين ماجرا بنگرد و اثبات کند که آنچه در سقيفه شد :
اولاً بر مبناى اختيار و اجماع امت نبود و ثانياً مخالفت با نص شرعى داشت.
البته اين ديدگاهى تازه نيست و بيش از وى بسيارى از علماى شيعه از اين منظر بدين ماجرا نگريسته اند، همچون:
مرحوم شيخ مفيد (ت 413 ه) در کتاب هاى آمالى و محاضرات
و مرحوم سيد ابن طاووس (ت 664 ه) در کتاب ارزشمند کشف المحجة .
آقاى محمد باقر بهبودى در کتاب سيره علوى حوادث پس از رحلت پيامبر اکرم (ص) را تا شهادت امير المؤمنين (ع) مورد بررسى قرار داده و در اين ميان بحث مفصل و مفيدى را درباره ی سقيفه مطرح کرده است وى سقيفه را حاصل نقشه اى از پيش طراحى شده مى داند که مسلمانان را در مقابل کار انجام شده قرار داد؛
منتها، دامنه ی اين نقشه را تا زمان عثمان و معاويه نمى بيند و لذا بحث ايشان، على رغم دقت و استناد علمى آن، نا تمام مى ماند .
عبد الفتاح عبد المقصود سقيفه را محل ظهور عملياتى از پيش طراحى شده مى داند که در آن نه خبرى از شورا بود و نه جاى براى حاکميت شورا . از نظر او، سقيفه مى تواند آغاز حکمرانى کسانى باشد که مى خواستند حکومت را چون گويى در ميان خويش بگردش آورند.6
گر چه عبد الفتاح عبد المقصود، نيز در اين ماجرا، نشانه هاى روشنى از برنامه ريزى قبلى مى بيند 7نهايتاً، روايات متضمن تصريح عُمَر به نام افرادى که اگر زنده مى بودند آنان را پس از خود به خلافت مى گماشت، جعلى مى شمارد 8 وبر خلاف آنچه که در ابتدا کتاب خود عرضه داشته ، تبانى اين سه دوست (ابوبکر، عمر، ابو عبيده الجرّاح) را بر غصب خلافت وگرداندن آن در ميان خود ضعيف شمرده کردن نمى نهد. 9
و اما ويلفرد مادلونگ مستشرق آلمانى الاصل در کتاب خود ابتدا نظريه لامس (Lammens) را در باره مثلث قدرت (ابوبکر، عمر، ابو عبيده الجرّاح) مطرح مى کند 10 و از قول کايتانى تصريح مى کند که در اين مثلث ، الهام بخش اصلى، عُمَر بوده است 11 ونتيجه مى گيرد که پيامر اکرم به هيچ وجه در نظر نداشت که ابوبکر جانشين طبيعى او باشد و به انجام اين کار رضايت نداشت 12 وى، مؤکداً تصريح مى کند که يايگاه ممتاز حاکميت بر جامعه اسلامى، که ابوبکر آنرا به قريش اختصاص داده بود هيچ مبنايى در قرآن نداشت 13 .
با اين همه، مادلونگ هيچ اعتقادى به تصريح پيامبر (ص) درباره جانشينى امير المؤمنين على بن ابى طالب (ع) نيز ندارد وحتى درباره واقعه غدير خم نيز چنين اظهار نظر مى کند که: "
ظاهراً آن هنگام، موقع مناسبى نبود که على را به جانشينى خود منصوب کند. احتمالاً محمد (ص) به اميد آنکه طول عمرِ او به اندازه اى باشد تا يکى از اسباطش را تعيين کند، اين تصميم گيرى را به تأخير انداخت 14.
وى، نهايتاً چنين نتيجه مى گيرد که پيامبر (ص) بدون تعيين جانشين از دنيا رفت . 15علاوه بر اين، مادلونگ احاديث عبد اللَّه بن عباس را هم که در آنها اعترافات صريح عُمَر به علت منعِ خلافت از على (ع) گزارش شده است به اعتبار مى داند 16 بى آنکه در اين باره دليل مقبول ارائه کند.
در بخشى پايانى کتاب، مادلونگ پا را از اين هم فراتر مى گذارد، واصلاً، عدم تعيين جانشين را سنّت پيامبر (ص) اعلام مى کند وحتى مى گويد که شايد على (ع) هم بنابه همين سنّت، مايل نبود، در زمان خلافت خود جانشينى براى خويش انتخاب کند؛ هرچند که بالاخره به حسن (ع) وصيت کرد . 17البته مادلونگ معتقد است که ابوبکر طالب خلافت بود 18وبي ترديد پيش از رحلت پيامبر (ص) تصميم گرفته بود که آن خليفه خود او باشد، بدون آنکه از جانب پيامبر (ص) بدين کار نامزد شده باشد؛ لذا تصميم گرفت براى رسيدن به اين آرزو، مخالفان قدرتمند خود را که از أهل بيت پيامبر (ص) بودند از ميان بردارد وبه انتظار فرصت نشست . اين فرصت را اشتباه عجولانه انصار براى انتخاب رهبر از ميان خود به دست او داد . 18
بدين ترتيب مادلونگ نيز بر وجود نقشه وطراحى قبلى براى رسيدن به خلافت از جانب ابوبکر تأکيد دارد منتها، بروز وظهور اين تصميم را، در سقيفه، أمری اتفاقى مى داند وهميارى چندتن ديگر از مردان قريش را در اين کار در گردن نهادن اکثريت قريش و انصار به خلافت ابوبکر، مؤثر مى شمارد . خاصه که ابوبکر، با گفتن اين جمله که (قريش حق قبيله اى براى حکومت دارد) آنان را اغفال کرده بود و آنان نيز از اينکه حکومت، همچون نبوت، در انحصار خاندان پيامر (ص) نمى مانَد راضى بودند . 19
* * *
مرورى اجمالى بر آنچه که از ديرباز تا کنون درباره سقيفه نگاشته شده است لازم بود تا اينکه ارزش و اهميت کار محقق گرانمايه، علامه سيد مرتضى عسکرى، در کتابى که پيش روى داريد، بهتر شناخته شود.
بر اساس اين کتاب سقيفه در يک روز و يا طراحى يک نفر براى خلافت خلاصه نمى شود ،
بلکه :
سقيفه آغاز بروز و ظهور اجراى نقشه اى حساب شده است که طى آن افرادى معين از قريش مى بايست يکى پس از ديگرى، زمام حکومت را به دست گيرند تا آن را، پيوسته، از أهل بيت پيامبر (ص) - که بنا به نصّ ايشان، جانشينان بر حقّ پيامبر بودند - دور دارند ونهايتاً آن را به بنى اميه بسپارند . اين نقشه اجرا شد، لکن با قتل عثمان وخلافت امير المؤمنين (ع)، نا تمام ماند.
اين تحليل، که بر مبناى منابع درجه اوّل مکتب خلفاست، در نوع خود بى نظير است؛ مطالب پراکنده و ناتمام و بعضاً نادرست گذشتگان و معاصران را، درباره ی سقيفه، منظّم وکامل ساخته، تصحيح مى کند وبراى فهم بهتر تاريخ اسلام، از زمان رحلت پيامبر (ص) تا کنون، بسيار روشنى بخش و هدايتگر است.
نشر کنگره فرصت را مغتنم شمرد، وبا کسب اجازه از مؤلف ومحقّق گرانقدر، حضرت علامه سيد مرتضى عسکرى - دامت افاضاته - چاپ ونشر اين اثر ارزشمند را وجهه همّت قرار داد وبراى تتميم فايده آن، با استفاده از مآخذ معتبر، مستندات روايات حديثى و تاريخى منقول در اين کتاب را، در پى نوشت آورد ودر مواردى نيز حواشى چند در توضيح بعضى مطالب درج کرد.
اميد که اين برگ سبز، در درگاه مولى الموحّدين و امير المؤمنين، حضرت على بن ابى طالب عليه السلام، به ديده قبول تلقّى شود؛ إن شاء اللَّه .
وآخرُ دَعوانا اَنِ الحمدُ للَّه ربّ العالمين
مهدى دشتى
زمستان 1379 – تهران
____________________________________
1- اين منابع به ترتيب قدمت تاريخى عبارت اند از :1-سيره ابن هشام ( ت 213 هـ ) 2 - طبقات ابن سعد ( ت 230 هـ) 3 - مسند احمد حنبل ( ت 241 هـ) 4 - سنن الدارمى ( ت 255 هـ ) 5 - صحيح بخارى (ت 256 هـ) 6 - الموفقيات زبير بن بکار (ت 256 هـ) 7 - صحيح مسلم (ت 261 هـ) 8 - الامامه والسياسه ابن قتيبه الدينوري (ت 270 يا 276 هـ) 9 - سنن ابن ماجه (ت 273 هـ) 10 - انساب الاشراف بلاذرى (ت 279 هـ) 11 - الاخبار الطوال دينورى (ت 282 هـ) 12- تاريخ يعقوبى (ت 292 هـ) 13- تاريخ الطبرى(ت 310 هـ) 14- العقد الفريد ابن عبد ربه (ت 328 هـ) 15 - التنبيه والاشراف مسعودى (ت 346 هـ) 16 – مروج الذهب مسعودى (ت 413 هـ) 17 - الاغانى ابو فرج اصفهانى (ت 356 هـ) 18 - ارشاد مفيد (ت 413 هـ) 19 - آمالى مفيد (ت 413 هـ) 20 - الاستيعاب ابن عبد البر اندلسى (ت 463 هـ) 21 - صفـوه الصفوه ابن جـوزى (ت 597 ه) 22 - تاريخ ابن اثير جزرى (ت 630 هـ) 23 - اسد الغابه ابن اثير (ت 630 هـ) 24 - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد (ت 655 يا 656 هـ) 25- الرياض النظره محب الدين الطبرى شافعى (ت 694 هـ) 26 - تاريخ اسلام ذهبى (ت 748 هـ) 27 - تاريخ ابن کثير (ت 774 هـ) 28 - تاريخ خلفاء سيوطى (ت 911 هـ) 29 - تاريخ الخميس حسين بن محمد ديار بکرى (ت 966 هـ) 30 - کنز العمال متقى هندى (ت 975 هـ)
2-مرحوم مظفر از علماى حوزه علميه نجف بود . کتاب وى (السقيفه) را محمدجواد حجتى کرمانى، با عنوان اسرار سقيفه، به فارسى برگردانده است . بيشتر نيز مرحوم سيد غلامرضا سعيدى اين کتاب را با عنوان ماجرا سقيفه به فارسى ترجمه کرده بود .
۳-صاحب کتاب سيره علوى، که آنرا در 1368 ش به چاپ رسانده است.
۴-عبد الفتاح عبد المقصود از نويسندگان ودانشمندان مصرى واز أهل سنت است. کتاب وى، السقيفه والخلافه، توسط سيد حسن افتخار زاده تحت عنوان خواستگاه خلافت به فارسى ترجمه شده است.
۵-ويلفرد مادلونگ، از اسلام شناسان غربى واصلاً المانى است که در سالهاى 1978 تا 1998 م . صاحب کرسى تدريس عربى ومطالعات اسلامى در دانشگاه اکسفورد بوده است. کتاب وى a sudy of the early caliphate :The Succession to Muhammad نام دارد که با عنوان جانشينى حضرت محمد (ص) از طرف موسسه انتشارات استان قدس رضوى منتشر شده است .
6-خواستگاه خلافت، ص 241 به بعد
7-همان، ص 421 به بعد
۸-همان ص۴۳۷
۹-همان ص ۴۳۸-۴۳۹
۱۰-جانشينی حضرت محمد (ص) ص ۱۵-۱۶
۱۱-همان ص ۱۸
۱۲-همان ص۳۲
۱۳-همان ص ۸۴
۱۴-همان ص 34
15-همان ص ۳۵
۱۶-همان ص ۴۰
۱۷-همان ص ۴۲۷
۱۸-همان ص 62 و ۶۳
۱۹-همان ص 63