نکوهش مراء ...
بنام خدا
ثُمَّ المِرآءُ لا يَخلوُ مِن اَربَعَةٍ اَوجَةٍ.
مي فرمايد که: مباحثه و مجادله د رمسائل علمي، خالي از چهار احتمال نيست...
اِمّا اَن تَتَماري اَنتَ وَصاحِبُکَ فيما تَعلَمانِ، فَقَد تَرَکتُما بِذلِکَ النَّحيحَةَ، وَطَلَبتُما الفَضيحَةَ، وَاَضَعتُما ذلِکَ العِلمَ.
يکي ـ آنکه مباحثه در مسئله اي است که هر دو علم به او دارند و در مدّعا هر دو متفّق هستند و نزاع ايشان د رصحّت و فساد دليل است؛ و اين نيست مگر ترک نصيحت و اظهار فضيلت، و اين عين فضيحت است و رسوائي. چرا که به اتّفاق د رمدّعا جدل کردن، د ردليل فايده چندان ندارد؛ چه فساد دليل مستلزم فساد مدّعا نيست، هر چند عکس لازم است.
اَو تَجهَلانِهِ فَاَظهر تُما جَهلاً.
دوم ـ آنکه هر دو جاهل باشند و هيچ کدام راه به حق نبرده باشند و از راه جهل و ناداني با هم مجادله کنند، مباحثه اي اين چنين نيز اظهار جهل فايده اي ندارد.
وَاِمّا تَعلَمُهُ اَنتَ فَظَلَمتَ صاحِبَکَ بِطَلَبِکَ عَثرَتَهُ.
سوم ـ آنکه تو عالمي به مسئله و غرض تو از مباحثه، اظهار تسلّط و تفوّق است بر خصم؛ و اين نيز غرض فاسد و خصلت کاسد است و مذموم است.
اَو يَعلَمُهُ صاحِبُکَ فَتَرَکتَ حُرمَتَهُ، وَلَم تُنزِلهُ مَنزِلَتَهُ.
(چهارم) - يا خصم تو، محقّ است و علم دارد به آنچه مي گويد و تو رعايت حرمت او نمي کني و فرود نمي آري او را بجاي خود. و اين نيز ظلم است و مذموم است و خصلت بد است.
وهذا کُلُّهُ مَحالٌ لِمَن اَنصَفَ وَقَبِلَ الحَقَّ.
و هر کدام از اين چهار احتمال، محال است و باطل. چنانکه به تفصيل مذکور شد.
ادامه ی مطلب را دریابید ...
