شرح خطابه غدیر ...

در ۳۳۰ جلسه

در ۳۳۰ جلسه
متن کامل کتاب ارزشمند ترجمه و شرح
احتجاج طبرسی در چهار جلد
![]()
لینک دانلود متن کامل کتاب احتجاج طبرسی جلد اول
لینک دانلود متن کامل کتاب احتجاج طبرسی جلد دوم
لینک دانلود متن کامل کتاب احتجاج طبرسی جلد سوم
لینک دانلود متن کامل کتاب احتجاج طبرسی جلد چهارم
با نام خداوند عالی اعلی
خطبه غدير حاوي 25 جمله در باره حضرت مهدي
(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
خطبه غدير در معرفي امام علي (علیه السلام) به حضرت بقية الله الأعظم توجه خاصي دارد به طوري كه درخطبۀ غدير 25 جمله درباره حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده است.
در خطبه غدير (سخنراني پيامبر (صلی الله علیه وآله)) در معرفي امام علي (علیه السلام) به حضرت بقية الله الأعظم توجه خاصي شده است.
خبر دادن از مهدي موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) براي آن مردمي كه قبول ولايت امير المؤمنين(علیه السلام ) برايشان سنگين بود، بيانگر آينده نگري اسلام و برنامه بلند مدت دين الهي براي مسلمان است.
اگرچه برخي با آنکه آن روز با علي بن ابي طالب (عليه السلام) بيعت کردند؛ پيمان شکستند.
ولي حقايق در طول زمان براي نسلها روشن گشت و از آنجا كه كارها به دست خداوند است، روزي امر اهل بيت (عليهم السلام) ظاهر می شود.
آن روز، جهان به دست جانشينان واقعي پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) سپرده ميشود و انتقام آنچه در طول قرن ها برايشان رفته است، گرفته می شود.
در خطبۀ غدير 25 جمله درباره حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده است كه آنها را در شش عنوان ميتوان خلاصه كرد:
الف) بشارت به آمدن او:
پيامبر اکرم (ص) در اينباره ميفرمايد: او كسي است كه همة پيشينيان به آمدن او بشارت دادهاند.(1)
ب) خاتميت او:
يعني امامت در امامان تعيين شده، اتصال دارد و منقطع نميشود تا زماني که به دست خاتم و آخرين آنان كه حضرت مهدي (عج) است، برسد.
ج) مقام و منزلت او:
در اين باره دو جهت ذكر شده است:
۱-فضايل و مناقب او:
- او انتخاب شدة خداوند و هدايت يافته و كمك شده است.
- نور از جانب خداوند در او قرار داده شده و نوري نيست مگر با او، و حقي نيست جز با او.
2-مقام و شأن اجتماعي او:
- او ولي خدا در زمين و حكم كنندة خدا در ميان خلق است.
- كارها به او سپرده شده و او امين خداوند بر سِر و آشكار الهي است.
- او ياري كنندة دين خدا است.
- او هر صاحب فضلي را به قدر فضلش و هر صاحب جهلي را به قدر جهلش نشانه ميدهد.
د) علم او:
اين مسأله را نيز از دو بعد ميتوان در خطبۀ غدير به دست آورد:
۱-او وارث هر علمي است و علمش به همه چيز احاطه دارد.
2-علم او به درياي عميق علم الهي اتصال دارد.
هـ ) قيام او:
در دو مورد از خطبة غدير، كلمة "القائم المهدي" بكار رفته و بعد از آن به قدرت مطلقه و تمام عيار حضرت بقية الله الأعظم ـ ارواحنا فداه ـ اشاره شده كه از جانب الهي به او عطا شده است و هيچ قدرتي طاقت برابري با او را ندارد.
اين موضوع از سه جنبه مطرح شده است:
۱-كسي بر او غالب يا عليه او كمك نمي شود و او همۀ قلعههاي محكم را فتح ميكند.
2-او بر همۀ اديان و بر همۀ گروههاي شرك غالب ميشود و آنان را هدايت ميكند و يا (متعصبان را) نابود ميکند.
۳-خداوند همة آباديها و شهرهاي جهان را تحت تصرف حضرت مهدي (عج) در ميآورد.
و) انتقام او:
در قسمتي از خطبة غدير به اين مسأله تصريح شده است که اگر چه حق اهل بيت عليهم السلام و شيعيانشان در طول تاريخ توسط ظالمين پايمال شده است، ولي منتقمي می آید و گذشته از عذاب اُخروي، در همين جهان دل دوستان را با گرفتن انتقام از دشمنان، مسرور خواهد كرد.
اين نكته در قالب سه جمله آمده است:
1-او حق خداوند و هر حق را كه به اهل بيت عليهم السلام مرتبط شود، می گیرد.
۲-او انتقام هر خون به ناحق ريختۀ اولياء خدا را می گیرد.
3-او از تمام ظالمان عالم، انتقام می گیرد.
در بخش ششم خطبه نيز سه موضوع ذكر شده است:
۱-نورانيت ونسل نوراني حضرت:
آنجا كه ميفرمايد: نور از طرف خداوند در من، و سپس در علي عليه السلام و نسل او تا مهدي قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار داده شده است.
2-گرفتن حقوق اهل بيت به دست حضرت، آنجا كه ميفرمايد:
"مهدي، حق خداوند و هر حقّي را كه براي ماست می گیرد".
3-اختيار مطلق زمين به دست حضرت، آنجا كه ميفرمايد:
هيچ سرزمين آبادي نيست مگر آنكه خداوند تا روز قيامت اهل آن را به خاطر تكذيبشان هلاك ميكند، و آن را در اختيار حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار ميدهد.
در بخش هشتم خطبه سه موضوع ديگر ذكر شده است:
1-خاتميت آن حضرت، آنجا كه ميفرمايد:
خاتم امامان مهدي قائم (عج) از ما است.
۲-غلبة او بر همة اديان، آنجا كه ميفرمايد:
اوست غالب بر أديان، منتقم از ظالمين فاتح قلعه ها، غالب بر مشركين، منتقم خونهاي به ناحق ريخته، كمك كنندة دين خدا، سرچشمه گرفته از دريايي عميق، نشانه دهنده به افراد در حد خودشان، وارث علوم محكم كنندة آيات الهي.
3-بشارت به او، آنجا كه ميفرمايد:
اوست كه كارها به دست او سپرده شده و گذشتگان به او بشارت دادهاند، و او ست حجت باقي خداوند، و وليِّ او در زمين و امانتدار او بر سرّ و آشكار.
__________________
1-خطبه غدير؛ احتجاج طبرسي،ج1،ص66 .

|
فایل صوتی و متنی خطابه ارزشمند غدیر به ۶ زبان | ||||||
|
فراز خطبه |
عربی |
فارسی |
آلمانی |
اسپانیایی |
فرانسوی |
انگلیسی |
|
اول |
|
|
||||
|
دوم |
|
| ||||
|
سوم |
||||||
|
چهارم |
|
| ||||
|
پنجم |
| |||||
|
ششم |
|
|||||
|
هفتم |
|
| ||||
|
هشتم |
|
| ||||
|
نهم |
|
| ||||
|
دهم |
|
| ||||
|
یازدهم |
|
| ||||
|
متن خطابه |
||||||
متن کامل خطبه غدیر به زبان روسی
متن کامل خطبه غدیر به زبان ترکی
متن کامل خطبه غدیر به زبان اردو
| قسمت 1 | Play | Download | |
| قسمت 2 | Play | Download | |
| قسمت 3 | Play | Download | |
| قسمت 4 | Play | Download | |
| قسمت 5 | Play | Download | |
| قسمت 6 | Play | Download | |
| قسمت 7 | Play | Download | |
| قسمت 8 | Play | Download | |
| قسمت 9 | Play | Download | |
| قسمت 10 | Play | Download | |
| قسمت 11 | Play | Download |
|
|
|
|
|
| متن | متن | متن | قرائت |
بر دیده ما ضیا بده مهدی جان بر سینه ما صفا بده مهدی جان
دور سر مادرت بگردان چیزی آن را صدقه به ما بده مهدی جان
یابن الحسن
...

به کعبه رفتم و زآنجا هوای کوی تو کردم
جمال کعبه تماشا به یاد روی تو کردم
شِعار کعبه چو دیدم سیاه ،دست تمنا
دراز جانب شعر سیاه موی تو کردم
چو حلقه در کعبه به صد نیاز گرفتم
دعای حلقه گیسوی مشکبوی تو کردم
نهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادت
من از میان همه روی دل به سوی تو کردم
مرا به هیچ مقامی نبود غیر تو کامی
طواف و سعی که کردم به جست وجوی تو کردم
به موقف عرفات ایستاده خلق دعا خوان
من از دعا ، لب خود بسته ، گفت و گوی تو کردم
فتاده اهل منی در پی منی ومقاصد
چو جامی از همه فرغ من آرزوی تو کردم
عـبدالرحمان جامی
دانلود با صدای حاج مهدی سماواتی
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا گناهانی که جایش دل است حرام نیست ؟
بعضی از اهل علم چون به آنها گفته می شود این امور حرام شرعی و گناه و موجب عقاب است ، گویند:
گناه تا به مرحله ی عمل نیاید ، عقاب ندارد و تنها بودن این امور در دل تا وقتی که به بدن و جوارح گناهی نکند چیزی بر او نیست ،
غافل از اینکه گناهی که تا عمل خارجی نداشته باشد ، چیزی براو نیست .
مراد، خاطره ی گناهان جارحه ای است ؛ مانند : شرابخواری ، قمار بازی ، زنا و...
اما اموری که اصلا جای آنها تنها درون آدمی است مانند : سوء ظن ، عُجب یا حِقد ، همان بودنش در دل و استمرار و بقای آن گناه است و در هر لحظه بر او واجب است آن را از دل دور سازد .
و تکرار این مطلب برای تاکید در اهمیت دادن به گناهان قلبی که همان رذایل اخلاقی است که عقلاً و شراعاً واجب است پاکی از آنها و این تزکیه و تهذیب غرض و نتیجه ی بعثت پیغمبران است .
چنانچه خداوند در آیه ی دوم از سوره ی مبارکه ی جمعه می فرماید :« " وَيُزَكِّيهِمْ " و تا پاک سازد ایشان را »
و در سوره ی مبارکه الشمس پس از هشت مرتبه قسم یاد کردن ، می فرماید :
حتما رستگار شد کسی که نفس خویش را از آلودگیها پاک ساخت و قطعا نومید و بی بهره گشت ، کسی که نفس خویش را آلوده و گمراه ساخت .۱
فایل تصویری از حجت الاسلام و المسلمین حیدری کاشانی
پیرامون فکر گناه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قلب سلیم . ص ۳۱۳/۳۱۴ - تالیف :آیت الله شهید عبدالحسین دستغیب شیرازی (ره)

حاجت هـر که در این ماه بود حـج امّا
دل ما را طلب کرب و بلا تسکین است
بسم الله الرحمن الرحیم
یاعلی
أَبَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ : حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ :حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمَ ابْنَ مُحَمَّدِ الثَّقَفِيِّ قَالَ :حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ دَاوُدَ الدِّينَوَرِيِّ قَالَ : حَدَّثَنَا مُنْذِرُ الشَّعْرَانِيِّ قَالَ : حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنِ زَيْدٍ قَالَ : حَدَّثَنَا أَبُو قُبَيْلَ ، عَنْ أَبِي الْجَارُودِ رَفَعَهُ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ :
إِنَّ حَلْقَةِ بَابِ الْجَنَّةِ مِنْ يَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ عَلَى صَفَائِحِ الذَّهَبِ فَإِذَا دَقَّتْ الْحَلْقَةِ عَلَى الصفيحة طَنَّتْ وَ قَالَتْ :
" يَا عَلِيُّ "
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) :
کلون درب بهشت از یاقوت سرخ بوده که روی صفحه ی طلایی درب نصب گردیده،وقتی کلون روی درب کوبیده می شود ، صدای یا علی بلند می شود.
علل الشرائع - الشيخ الصدوق - ج 1 –باب 130-ح5- ص 164
اشاره ی حجة الاسلام مسعود عالی به این روایت در برنامه ی سمت خدا :
از علامه ی طباطبائی سوال شد : به چه علت طنین کوبه ی بهشت یا علی است ؟
علامه طباطبایی (ره) پاسخ دادن :
وقتی کسی بر در خانه ای می رود صاحب خانه را صدا می زند ، صاحبخانه و ساقی بهشت علی بن ابیطالب "علیه السلام " می باشد ؛
ایشان صاحب ولایتند .اصل بهشت برای اهل ولایت و آن نعمت های سرشار بهشت است ...
پیـام امیر المومنین ( علیه السلام )
تفسیر ۱۵ جلدی نهج البلاغه
|
جلد |
پی دی اف |
فایل فشرده |
موبایل |
|
اول |
|||
|
دوم |
|||
|
سوم |
|||
|
چهارم |
|||
|
پنجم |
|||
|
ششم |
|||
|
هفتم |
|||
|
هشتم |
|||
|
نهم |
| ||
|
دهم |
| ||
|
یازدهم |
| ||
|
دوازدهم |
| ||
|
سیزدهم |
| ||
|
چهاردم |
| ||
|
پانزدهم |
|
|
تالیف آیة الله مکارم شیرازی
توجه :
نسخه برداری از کتابهای موجود در بخش تألیفات برای استفاده شخصی اشکالی ندارد ولی هر گونه استفاده تجاری خواه در قالب نرم افزار یا چاپ کتاب منوط به اجازه از ناشر است.
(برگرفته از سایت آیت الله مکارم شیرازی)
بنام خدا
حکمت 31 نهج البلاغه
كسى از امام ، مفهوم ايمان را پرسيد و حضرتش فرمود :
وَ سُئِلَ ع عَنِ اَلْإِيمَانِ فَقَالَ اَلْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى اَلصَّبْرِ وَ اَلْيَقِينِ وَ اَلْعَدْلِ وَ اَلْجِهَادِ وَ اَلصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى اَلشَّوْقِ وَ اَلشَّفَقِ وَ اَلزُّهْدِ وَ اَلتَّرَقُّبِ
فَمَنِ اِشْتَاقَ إِلَى اَلْجَنَّةِ سَلاَ عَنِ اَلشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ اَلنَّارِ اِجْتَنَبَ اَلْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِي اَلدُّنْيَا اِسْتَهَانَ بِالْمُصِيبَاتِ وَ مَنِ اِرْتَقَبَ اَلْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى اَلْخَيْرَاتِ
وَ اَلْيَقِينُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى تَبْصِرَةِ اَلْفِطْنَةِ وَ تَأَوُّلِ اَلْحِكْمَةِ وَ مَوْعِظَةِ اَلْعِبْرَةِ وَ سُنَّةِ اَلْأَوَّلِينَ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِي اَلْفِطْنَةِ تَبَيَّنَتْ لَهُ اَلْحِكْمَةُ وَ مَنْ تَبَيَّنَتْ لَهُ اَلْحِكْمَةُ عَرَفَ اَلْعِبْرَةَ وَ مَنْ عَرَفَ اَلْعِبْرَةَ فَكَأَنَّمَا كَانَ فِي اَلْأَوَّلِينَ
وَ اَلْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى غَائِصِ اَلْفَهْمِ وَ غَوْرِ اَلْعِلْمِ وَ زُهْرَةِ اَلْحُكْمِ
وَ رَسَاخَةِ اَلْحِلْمِ فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ اَلْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ اَلْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ اَلْحُكْمِ وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ يُفَرِّطْ فِي أَمْرِهِ
وَ عَاشَ فِي اَلنَّاسِ حَمِيداً وَ اَلْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى اَلْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ اَلصِّدْقِ فِي اَلْمَوَاطِنِ وَ شَنَآنِ اَلْفَاسِقِينَ فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ اَلْمُؤْمِنِينَ
وَ مَنْ نَهَى عَنِ اَلْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ اَلْكَافِرِينَ وَ مَنْ صَدَقَ فِي اَلْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَيْهِ وَ مَنْ شَنِئَ اَلْفَاسِقِينَ
وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اَللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ اَلْكُفْرُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى اَلتَّعَمُّقِ وَ اَلتَّنَازُعِ وَ اَلزَّيْغِ وَ اَلشِّقَاقِ فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ يُنِبْ إِلَى اَلْحَقِّ
وَ مَنْ كَثُرَ نِزَاعُهُ بِالْجَهْلِ دَامَ عَمَاهُ عَنِ اَلْحَقِّ وَ مَنْ زَاغَ سَاءَتْ عِنْدَهُ اَلْحَسَنَةُ وَ حَسُنَتْ عِنْدَهُ اَلسَّيِّئَةُ وَ سَكِرَ سُكْرَ اَلضَّلاَلَةِ وَ مَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ عَلَيْهِ طُرُقُهُ
وَ أَعْضَلَ عَلَيْهِ أَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَيْهِ مَخْرَجُهُ وَ اَلشَّكُّ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى اَلتَّمَارِي وَ اَلْهَوْلِ وَ اَلتَّرَدُّدِ وَ اَلاِسْتِسْلاَمِ فَمَنْ جَعَلَ اَلْمِرَاءَ دَيْدَناً لَمْ يُصْبِحْ لَيْلُهُ
وَ مَنْ هَالَهُ مَا بَيْنَ يَدَيْهِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَ مَنْ تَرَدَّدَ فِي اَلرَّيْبِ وَطِئَتْهُ سَنَابِكُ اَلشَّيَاطِينِ وَ مَنِ اِسْتَسْلَمَ لِهَلَكَةِ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ هَلَكَ فِيهِمَا قال الرضي
و بعد هذا كلام تركنا ذكره خوف الإطالة و الخروج عن الغرض المقصود في هذا الكتاب ...
***************************************
*************
***
ايمان ، تكيه بر چهار پايه دارد : صبر ، يقين ، عدل ، و جهاد .
صبر نيز بر چهار پايه استوار است :
شوق ، هراس ، زهد ، و انتظار . آن كه اشتياق بهشت يابد ، شهوتهايش به سردى گرايد ، آن كه از آتش بهراسد ، از محرمات دورى كند ، آن كه در دنيا زهد ورزد ، مصيبتها را ساده انگارد ، و آن كه مرگ را منتظر باشد ، در نيكيها شتاب كند .
يقين نيز بر چهار پايه استوار است :
بينش هوشمندانه ، تاويل حكمت ، پندگيرى از اعمال ، و سنت نسلهاى پيشين .
آن كه با بينش و هوشمندى ديده بگشايد ، حكمت را نمايان بيند ، و او كه حكمت نمايانش شود ، عبرت را بشناسد ، و كسى كه به درستى عبرت را بشناسد ، بدان ماند كه با نسلهاى گذشته در تاريخ حضور دارد .
عدل نيز بر چهار پايه استوار است :
فهمى ژرف ، دانشى عميق ، حكمى برجسته ، و حكمتى ريشه دار . آن كه بفهمد ، به ژرفاى دانش راه يابد ، و هر كه بدان ژرفا رسد ، از زلال سرچشمههاى قانون بجوشد ، و هر كه چنين ژرف انديشى و بردبارى و متانتى يابد ، در جريان كارش به تفريط نگرايد و به گونهاى ستايش انگيز در ميان مردم بزيد .
و جهاد بر چهار پايه تكيه دارد :
امر به معروف ، نهى از منكر ، صداقت در هر جايگاهى ، و دشمنى با فاسقان . هر كه به معروف امر كند ، مومنان را پشتوانهى محكمى باشد ، و آن كه از منكر نهى كند ، منافقان را بينى بر خاك مالد ، و كسى كه در هر صحنه با صداقت حضور يابد ، بى ترديد تعهد و مسئوليت خود را انجام دهد ، و كسى كه فسق پيشگان را دشمن دارد و براى خدا خشمگين شود ، خدا نيز در حمايت او به خشم آيد و در روز قيامت خشنودش كند .
كفر را نيز چهار پايه است :
كاوش پرتكلف ، درگيرى و جدل ، زنگار درون ، و موضعگيرى متضاد با حق هر كه بىجهت كند و كاو كند ، به حق نگرايد ، و كسى كه بر مبناى جهل ، كشمكش بسيار كند ، حق نابينيش تداوم يابد ، و آن كه به اين دليل ، دلش زنگار بندد ، زشتى در نگاهش زيبا و زيبايى زشت بنمايد و مست گمراهى شود ، و سرانجام كسى كه با حق در ستيز قرار گيرد ، راههاى حركتش به تنگناها بينجامد و جريان كارش دشوار و پيچيده شود و در ادامهى راه به بنبست رسد .
شك نيز تكيه بر چهار پايه دارد :
درگيرى بىمنطق ، هراس ، آمد و شد بيهوده ، و سرسپردگى . كسى كه درگيرى بىمنطق را روش گيرد ، شبش به روز نينجامد ، و چنين شبزدهى هراسناك آينده ، به واپس گرايد ، و هر آن كه در كژ راههى شك آمد و شد كند ، لگد كوب شياطين شود ، و چنين تبه روزى كه خود را به دشمن سپارد ، جز تباهى دنيا و آخرت نصيبى نبرد .
شما میتوانید حکمت 31 را به صورت نمودار در برنامه پاور پوینت مشاهده کنید.
بنام خدا
عدم توجه به تمجید دیگران
روایتی از امام محمد باقر (علیه السلام ) به جابر جعفی ـ که از اصحاب بسیار خوب حضرت بوده است :
وَ اعْلَمْ بِأَنَّكَ لَا تَكُونُ لَنَا وَلِيّاً حَتَّى لَوِ اجْتَمَعَ عَلَيْكَ أَهْلُ مِصْرِكَ وَ قَالُوا إِنَّكَ رَجُلُ سَوْءٍ لَمْ يَحْزُنْكَ ذَلِكَ وَ لَوْ قَالُوا إِنَّكَ رَجُلٌ صَالِحٌ لَمْ يَسُرَّكَ ذَلِكَ وَ لَكِنِ اعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ فَإِنْ كُنْتَ سَالِكاً سَبِيلَهُ زَاهِداً فِي تَزْهِيدِهِ رَاغِباً فِي تَرْغِيبِهِ خَائِفاً مِنْ تَخْوِيفِهِ فَاثْبُتْ وَ أَبْشِرْ فَإِنَّهُ لَا يَضُرُّكَ مَا قِيلَ فِيكَ وَ إِنْ كُنْتَ مُبَايِناً لِلْقُرْآنِ فَمَا ذَا الَّذِي يَغُرُّكَ مِنْ نَفْسِك ... 1
بدان ای جابر، که تو ولیّ و هم ردیف ما نمیشوی،
تا زمانی که اگر تمام اهل شهرت جمع شوند و بگویند جابر مرد بدی است ناراحت و غمگین نشوی و اگر همه بگویند جابر مرد خوبی است مسرور و خرسند نشوی
ولیکن خودت را با قرآن وفق بده و بر آن عرضه بدار که اگر راه تو راه قرآن باشد و هر چه جلوگیری نموده تو ترک میکنی و هر چه دستور داده تو انجام میدهی و از هر چه قرآن ترسانده است میترسی،
پس ثابت قدم باش و بر تو مژده باد به چنین حالی؛
زیرا گفتار مردم، هیچ سود و ضرری برای تو ندارد و اگر رفتار تو برخلاف قرآن باشد، پس چه چیز میتواند تو را مغرور کند و گول بزند.
.
.
بنابراین، باید حساب خودمان را با خدا صاف کنیم. به همین دلیل صالحان گذشته و اکابر و بزرگان دینی، توجهی به مقام و پست نداشتند؛ مگر آن که اتفاقات دنیا آنان را به شهرت و مقام رسانده باشد و از این راه احکام خدا و دین را رهبری و به مردم رسانده باشند و اجرای دستورهای خدا و پیامبر(صلی الله علیه وآله) غرض آنان بوده باشد.
روزی که مرحوم امام خمینی(رضی الله عنه) را گرفتند و به زندان و تبعید بردند. فرمود: والله من نترسیدم و آنان میترسیدند و من آنان را دلداری میدادم.
روزی هم که پیروزمندانه از پاریس به تهران میآمد در هواپیما پرسیدند چه احساسی دارید. فرمود: هیچ .
برگرفته از سایت ویکی پرسش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- تحف العقول ؛ النص ؛ ص284 - سفینة البحار؛ ج۱، ص۵۳۷، مادهی جبر - بحار الانوار ؛ ج 75 ، ص 162