حدیث چهلم ...

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حديث چهلم:

حسن عاقبت

وَالْعاقِبَةُ بِجَميلِ صُنْعِ اللّهِ سُبْحانَهُ تَكُونُ حَميدَةً لَهُمْ مَا اجْتَنَبُوا الْمَنْهِيَّ عَنْهُ مِنَ الذُّنُوبِ . 1

با ساخت نيكوى خداوند، فرجام كار، مادامى كه شيعيان از گناهان دورى گزينند، پسنديده و نيكو خواهد بود.

شرح :

اين حديث، بخشى از نامه اى است كه امام زمان(عليه السلام) براى شيخ مفيد(رحمه الله) مرقوم داشته اند.

 حضرت(عليه السلام) به نكته اى مهم اشاره كرده اند كه اگر شيعيان ما، عاقبت به خيرى را مى خواهند، سببش لطف و توجّه خاصّ خداوند است; پس بايد از گناهانى كه خداوند متعال از آن ها منع كرده است، اجتناب كنند;

زيرا هر عملى، اثر مخصوص خود را دارد و نَفْس ما، مطابق كارها، سخنان و حتّى افكارى كه داريم، ساخته مى شود. آن كس كه از انجام دادن گناه باكى ندارد ـ حال آن گناه كم باشد يا زياد، كوچك باشد يا بزرگ ـ بداند كه حقيقت خود را تيره و تار كرده، شايستگى ورود به جايگاه نور و پاكى را ندارد. يك گناه، آتشى است كه در خرمنى مى افتد.

انسان سال ها تلاش مى كند و ثواب ها براى خويش فراهم مى آورد، ولى با يك گناه، حاصل عمرى را به هدر مى دهد; از اين رو، حضرت، در اين حديث، خطر گناه را گوشزد كرده است.

___________

 

1. احتجاج، ج2، ص325 ; بحارالأنوار، ج53، ص177، ح8 .

 

منبع الکترونیکی

 

ادامه نوشته

حدیث سی و نهم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حديث سى و نهم:

حكم وقف

وَأَمّا ما سَأَلْتَ عَنْهُ مِنْ أَمْرِ الْوَقْفِ عَلى ناحِيَتِنا وَما يَجْعَلُ لَنا ثُمَّ يَحْتاجُ إِلَيْهِ صاحِبُهُ، فَكُلُّ ما لَمْ يُسَلَّمْ فَصاحِبُهُ فيهِ بِالْخِيارِ، وَكُلُّ ما سُلِّمَ فَلا خِيارَ فيهِ لِصاحِبِهِ، إِحْتاجَ إِلَيْهِ صاحِبُهُ أَوْ لَمْ يَحْتَجْ . 1

از ما درباره ى اين كه فردى چيزى را براى ما وقف كرده، ولى خودش به آن محتاج شده است، پرسيده اى. حكم چنين فردى، اين است كه در آن چه براى ما وقف كرده، ولى تسليم ما نكرده، مختار است و مى تواند وقف را به هم بزند; ولى آن چه را، به خاطر تسليم، وقفش مسلّم شده است، ديگر نمى تواند برگرداند، خواه به آن احتياج داشته يا نداشته باشد.

شرح :

اين عبارت، قسمتى از توقيعى است كه امام زمان(عليه السلام) در جواب سؤال هاى ابوالحسين محمّد بن جعفر اسدى مرقوم داشته اند.

حكم وقف با معاملات ديگر تفاوت دارد. اگر كسى چيزى را بفروشد و پولش را از مشترى بگيرد، ولى پشيمان شود و از معامله صرف نظر كند، مى تواند پول را پس دهد و معامله را به هم بزند;

 امّا وقف اين گونه نيست. وقتى چيزى وقف شد، اگر واقف، آن را به موقوف عليه (كسانى كه آن چيز براى آنان وقف شده) تسليم نكرده باشد، مى تواند وقف را بر هم بزند و به دارايى هاى خودش بازگرداند;

 ولى اگر مال موقوف را در اختيار موقوف عليه قرار داد، آن وقف حتميّت پيدا مى كند و واقف نمى تواند به هيچ عنوان آن را به اموال خود بازگرداند.

در اين حكم، فرق نمى كند كه موقوف عليه چه كسى باشد، امام معصوم باشد يا فرد عادى; نيز تفاوتى ندارد كه مال موقوف چه مقدار باشد، كم يا زياد.

______________

1.كمال الدين، ج2، ص520، ح49 ; بحارالأنوار، ج53، ص182، ح11 .

 

حديث سى و هشتم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حديث سى و هشتم:

عمل به سنّت، مبناى مودّت

إِجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَكُمْ، وَاللّهُ شاهِدٌ عَلَيَّ وَعَلَيْكُمْ . 1

هدف و قصد خويش را نسبت به محبّت و دوستى ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت ـ بر مبناى عمل به سنّت و اجراى احكام الهى قرار دهيد; پس همانا كه موعظه ها و سفارش هاى لازم را نمودم، و خداوند متعال نسبت به همه ى ما و شما گواه است.

شرح :

بين ابن ابى غانم قزوينى با جماعتى از شيعيان در مورد جانشينى امام حسن عسكرى(عليه السلام)اختلاف شد، ابن ابى غانم معتقد بود كه ايشان رحلت نمود، در حالى كه جانشينى براى خود معرفى نكرد، ولى جماعت شيعيان با او به مخالفت پرداختند و معتقد بودند كه امام حسن عسكرى(عليه السلام) براى خود جانشينى را تعيين نموده است;

لذا نامه اى به امام زمان(عليه السلام)نوشتند و اين موضوع را براى حضرت بازگو كردند. حضرت(عليه السلام)در جواب نامه، به خطّ خود، مطالبى مرقوم داشتند كه از آن جمله، حديث فوق است.

حضرت در آن نامه ابتدا به تقوا و پرهيزكارى امر مى كند و سپس مى فرمايد:

تسليم ما باشيد و هر چه را نمى دانيد به ما باز گردانيد، بر ما است كه حقيقت را بيان كنيم ... به راست و چپ منحرف نشويد و محبّت و دوستى خود را نسبت به ما با اطاعت از دستورهاى ما، كه همان شريعت محمّدى است، ثابت عملى سازيد.

از اين حديث به خوبى استفاده مى شود كه ادعاى محبت كافى نيست و محبّ حقيقى كسى است كه به دستورهاى محبوب خود عمل مى كند.

 

امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد:

مذاهب شما را دور نكند; به خدا سوگند، شيعيان ما كسانى هستند كه خدا را اطاعت مى كنند . 2

 

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:

شيعيان ما اهل ورع و كوشش، اهل وفا و امانت دارى، اهل زهد و عبادت و اصحاب پنجاه و يك ركعت در شبانه روزند; شب ها بيدارند و روزها روزه دارند; زكات اموال خود را مى پردازند; حجّ خانه ى خدا را به جا مى آورند و از هر كار حرامى اجتناب مى كنند . 3

 

هم چنين امام صادق(عليه السلام) در جايى ديگر مى فرمايد:

كسى كه به زبان بگويد شيعه ام، ولى در عمل و آثار با ما مخالفت كند، از شيعيان ما نيست. شيعيان ما كسانى هستند كه با زبان و قلب با ما موافق اند و آثار ما را متابعت و به اعمال ما عمل مى كنند . 4

 

_____________

 

1.الغيبة، طوسى، ص286، ح245 ; احتجاج، ج2، ص279 ; بحارالأنوار، ج53، ص179، ح9 .

2.كافى، ج2، ص73، ح1 ; وسائل الشيعة، ج15، ص233، ح20360 .

3.بحار الأنوار، ج65، ص167، ح23 ; وسائل الشيعة، ج4، ص57، ح4498 .

4.بحار الأنوار، ج65، ص164، ح13 ; وسائل الشيعة، ج15، ص247، ح20409 .

 

حدیث سی و هفتم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حديث سى و هفتم:

پيروزى حق بر باطل

أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَلْحَقِّ إِلاّ إِتْماماً، وَلِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوق . 1

اراده ى حتمى خداوند بر اين قرار گرفته است كه ـ دير يا زود ـ پايان حق، پيروزى، و پايان باطل، نابودى باشد.

شرح :

اين عبارت، قسمتى از جوابى است كه حضرت(عليه السلام) به نامه ى احمد بن اسحاق اشعرى قمّى داده اند.

حضرت، در اين نامه، بعد از ردّ ادعاى جعفر (عموى خود)، خودش را وصىّ و امام بعد از پدرش امام حسن عسكرى(عليه السلام) معرفى مى كند;

آن گاه به اين نكته اشاره مى كند كه سنّت الهى به اين تعلّق گرفته است كه حقّ و حقيقت را يارى كند و به جايگاه رفيع خود برساند، هر چند در طول تاريخ با آن مبارزه شود;

از طرف ديگر، سنّت الهى به اين تعلّق گرفته است كه باطل ـ هر چند مدّتى جولان دهد و حاكم باشد ـ نابود گردد و جز اسمى از آن باقى نماند. سرنوشت فرعون ها و ... اين نكته را به خوبى نشان داده است;

لذا بر ماست كه هميشه، دنباله رو حقّ و حقيقت باشيم و از تلخى ها و دشوارى ها در اين مسير نهراسيم، و هيچ گاه دل به ظاهر فريبنده ى باطل نبنديم; زيرا، نور حق بالاخره به ثمر مى نشيند و باطل را نابود مى كند.

 

__________

1.الغيبة، طوسى، ص287، ح246 ; احتجاج، ج2، ص279 ; بحارالأنوار، ج53، ص193، ح21 .

 

حديث سى و ششم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حديث سى و ششم:

عاقبت به خيرى

أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ، وَمِنَ الضَّلالَةِ بَعْدَ الْهُدى، وَمِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَمُرْدِياتِ الْفِتَنِ . 1

از نابينايى پس از بينايى، و از گمراهى پس از هدايت، و از رفتار هلاكت بار و فتنه هاى نابود كننده، به خدا پناه مى برم.

شرح :

اين عبارت، بخشى از توقيعى است كه امام زمان(عليه السلام) به نايب نخست و دوم خود، عثمان بن سعيد عمرى و فرزندش محمّد فرستاده است.

حضرت(عليه السلام) بعد از سفارش به امورى در امر غيبت و تثبيت قلوب شيعيان در اين امر مهم، از چند چيز به خدا پناه مى برد كه هر كدام از آن ها براى ما درسى عظيم است:

1.حضرت(عليه السلام) از ضلالت بعد از هدايت به خدا پناه مى برد; زيرا اگر كسى هدايت شود و حقّ و حقيقت را درك كند، ولى پس از مدّتى دست از آن بردارد، حجّت بر او تمام شده و قطعاً، خسارتى جبران ناپذير را متحمل مى شود. چنين كسى سعادت پايدار را پس از شناخت و معرفت، ترك كرده و عذاب جاويد را بر جان خود خريده است.

2.هم چنين، حضرت از اعمال سيئه اى كه انسان را به هلاكت و نيستى مى رساند، به خدا پناه مى برد; زيرا انسان هميشه در خطر از دست دادن ايمان خويش است. هوا و هوس ها و وسوسه هاى شيطان، انسان را تا دَم مرگ رها نمى كنند. از اين بخش، اهمّيت و دشوارى ايمان را مى توان فهميد.

3.آن حضرت، به خداوند متعال، از فتنه هاى خطرناك و مهلك كه انسان را از اوج عزّت به ذلّت مى كشانند، به خداوند پناه مى برد. طبق نصّ صريح قرآن، انسان در معرض امتحان هاى دايمى است. خداوند متعال مى فرمايد:

أَحَسِبَ النّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَهُمْ لايُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ...2

آيا مردم چنين پنداشتند كه به صِرف اين كه گفتند ما ايمان به خدا آورده ايم رهايشان كنند و بر اين ادعا هيچ امتحانشان نكنند؟ ما امّت هايى را پيش از اينان امتحان نموديم.

اين امتحان ها گوناگون اند و شدّت و ضعف دارند. گاهى مربوط به بدن و مال و گاهى مربوط به دين است و ... در همه ى اين ابتلائات، چه كوچك و چه بزرگ، بايد به خدا توكّل كرد و با سرافرازى بيرون آمدن را از او خواست.

 

___________

1.كمال الدين، ج2، ص511، ح42 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1110 ; بحارالأنوار، ج53، ص190و191، ح19 .

2.سوره ى عنكبوت، آيه ى 2و3 .

 

حدیث سی و پنجم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حديث سى و پنجم:

كيفيت درخواست حاجت

مَنْ كانَتْ لَهُ إِلَى اللّهِ حاجَةٌ فَلْيَغْتَسِلْ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّيْلِ وَيَأْتي مُصَلاّهُ . 1

هر كس حاجت و خواسته اى از پيشگاه خداوند متعال دارد، بعد از نيمه شب جمعه غسل كند و براى مناجات با خداوند در جايگاه نمازش قرار گيرد.

شرح :

ابوعبداللّه حسين بن محمد بزروفى مى گويد: از ناحيه ى مقدسه ى امام زمان(عليه السلام)توقيعى صادر شد كه در آن نوشته بود:

هر كس خواسته اى از خداوند دارد، بايد شب جمعه، بعد از نيمه شب غسل كند، آن گاه به جايگاه نمازش آيد و دو ركعت نماز بخواند، به «اياك نعبد و اياك نستعين» كه رسيد، صد بار آن را تكرار كند;

سپس حمد را تمام كرده، بعد از آن يك مرتبه سوره ى توحيد بخواند;

آن گاه ركوع و سجده به جاى آورد و در هر كدام هفت بار تسبيح بگويد. ركعت دوم را نيز همانند ركعت اول به جاى آورد. در پايان نماز دعايى را بخواند كه كفعمى در ابتداى باب 36 از المصباح آورده است.

بعد از دعا به سجده برود و نزد خداوند تضرّع كند، آن گاه حاجت خود را از خداوند بخواهد. هر كس از مرد و زن چنين كند، و دعا را از روى اخلاص بخواند، درهاى اجابت به روى او باز مى شود و حاجت او هر چه باشد برآورده مى گردد، مگر آن كه آن حاجت قطع رحمى باشد.

از اين حديث چند نكته استفاده مى شود:

1.نبايد بدون مقدمه به سراغ درخواست حاجت از خداوند متعال رفت; زيرا ممكن است موانعى در انسان وجود داشته باشد كه نگذارد دعاى انسان به هدف اجابت برسد، يكى از اين موانع، گناه است.

2.فقط استغفار براى استجابت دعا و مغفرت كافى نيست، بلكه اقرار به توحيد و مراتب آن و تسبيح و ذكر خدا نيز، از جمله عوامل مؤثر در اين زمينه است.

3.زمان و مكان نيز در تسريع استجابت دعا مؤثّر است; لذا حضرت(عليه السلام) دستور مى دهد كه شخص حاجتمند، در شب جمعه، كه بهترين شب ها در طول هفته است، آن هم در نيمه ى شب، كه بهترين اوقات در شبانه روز است، در جايگاه دائمى نماز، كه بهترين مكان مؤمن است، قرار گيرد و حاجات خود را بعد از نماز بخواهد.

_____________

1. مصباح، كفعمى، ص396 .

 

حدیث سی و چهارم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حديث سى و چهارم:

هدف بعثت

إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثاً، وَلا أَهْمَلَهُمْ سُدىً، بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ، وَجَعَلَ لَهُمْ أَسْماعاً وَأَبْصاراً وَقُلُوباً وَأَلْباباً، ثُمَّ بَعَثَ إِلَيْهِمْ النَّبِيّينَ(عليهم السلام) مُبَشِّرينَ وَمُنْذِرينَ، يَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَيَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِيَتِهِ، وَيُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهَلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَدينِهِمْ، وَأَنْزَلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً . 1

به راستى، خداى متعال مردم را بيهوده نيافريد، و بيكاره رها نساخت; بلكه آنان را به قدرت خود آفريد و به آنان گوش و ديده و دل و عقل داد; سپس پيامبران (عليهم السلام) را به سوى آنان بشارت دهنده و بيم دهنده فرستاد تا مردم را به اطاعت خدا امر كنند و از معصيت او باز دارند و آن چه را از امر خالق و دين خود جاهل اند، بدانها بياموزند، و براى آنان كتابى نازل كرد... .

شرح

اين مطالب بخشى از جوابى است كه امام زمان(عليه السلام) در جواب نامه ى احمد بن اسحاق مرقوم داشتند.

احمد بن اسحاق مى گويد:

بعضى از شيعيان نزد من آمده، خبر از ادّعاى جعفر بن على دادند. او در نامه اى خود را امامِ بعد از امام حسن عسكرى (عليه السلام) معرّفى و مردم را به سوى خود دعوت مى كند. وى ادّعا مى كند كه تمام علوم، از جمله علم حلال و حرام، نزد اوست.

احمد ابن اسحاق اين مطالب را در نامه اى مى نويسد و براى حضرت مى فرستد. حضرت(عليه السلام) در جواب، مطالبى را تذكّر دادند كه از آن جمله اشاره به هدف دار بودن خلقت انسان و بعثت انبياست، تا مردم بدانند، كه هر كس حقّ ادعاى امامت و رهبرى خلق براى رساندن آن ها به اهدافشان را ندارد; هم چنين مردم به اين نكته پى ببرند كه همواره در معرض امتحان الهى اند و از همه ى گفتار و كردار و پندارشان بازخواست مى شوند.

اين گونه نيست كه انسان به حال خود رها شده باشد تا مانند حيوانات ديگر زندگى كند و بعد از مدّتى خود را نابود شده بپندارد، بلكه براى انسان ها ابزار فهم (گوش، چشم، دل و عقل) قرار داده است، تا با مدد و يارى انبيا، حقايق عالم را درك كنند و بفهمند كه چگونه بايد زندگى كنند و در اين دنيا، براى رسيدن به سعادت، چه راهى را بايد بپيمايند.

منظور حضرت در اين قسمت از نامه اين است كه انسان به تنهايى نمى تواند راه خويش را بشناسد، لذا خداوند، انبيايى را فرستاد تا دست آدميان را بگيرند و آنان را به سعادت ابدى برسانند و از شقاوت جاويد برهانند. خداوند متعال نيز در قرآن كريم به اين هدف اشاره كرده است:

هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الاُْمِّيّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَيُزَكّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلال مُبين . 2

اوست خدايى كه ميان عرب امّى ـ كه خواندن و نوشتن هم نمى دانستند ـ پيامبرى بزرگوار از خودشان برانگيخت ، تا بر آنان آيات وحى خدا را تلاوت كند و آن ها را ـ از لوث جهل و اخلاق زشت ـ پاك سازد و به آنان كتاب آسمانى و حكمت الهى بياموزد، كه پيش از اين همه در گرداب جهالت و گمراهى بودند.

اوضاع امروز جهان اين نكته را به خوبى آشكار كرده است. چه افراد مظلومى كه به بهانه هاى واهى، خونشان ريخته مى شود و چه اموالى كه به هوسى غارت مى گردد و ... !

 _________

 1.الغيبة، طوسى، ص288، ح246; احتجاج، ج2، ص280; بحارالأنوار، ج53، ص194، ح21.

2.سوره ى جمعه، آيه ى 2 .

 

حدیث سی و سوم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حديث سى و سوم:

محبت امام زمان(عليه السلام)

فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَيَتَجَنَّبُ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهَتِنا وَسَخَطِن . 1

پس هر يك از شما بايد كارى كند كه وى را به محبت و دوستى ما نزديك سازد، و از آن چه خوشايند ما نيست و باعث كراهت و خشم ماست دورى گزيند.

شرح :

اين عبارت بخشى از نامه اى است كه امام زمان(عليه السلام) براى شيخ مفيد(رحمه الله)فرستاده است. حضرت بعد از تأييد ايشان و ذكر سفارش ها و دستورهاى گوناگون به شيعيان، مى فرمايد:

هر فرد از شيعيان بايد كارى را انجام دهد كه به محبت ما اهل بيت نزديك شود، و از كارهايى كه موجب كراهت و ناخرسندى ما مى شود، اجتناب و دورى كند.

روشن است محبّت و كراهت اهل بيت(عليهم السلام) جنبه ى فردى و شخصى ندارد، بلكه به ملاك خدايى است;

زيرا هر گاه اهل بيت (عليهم السلام) مشاهده كنند كه شيعيان و منتسبان به آنان، كارهايى را انجام مى دهند كه مورد رضايت الهى است ، و نيز از كارهايى كه مورد سخط و غضب خداوند است اجتناب مى كنند، خوش حال مى شوند و به آنان مى بالند.

در همين نامه ى حضرت، مى بينيم كه چه تعبيرهاى گران قدرى در شأن شيخ مفيد(رحمه الله)آمده است:

به نام خداوند بخشنده و مهربان. امّا بعد (از حمد و ثنا); سلام بر تو اى دوست و دين دار مخلص كه به مقام ما و ... يقين استوار دارى! ما يقيناً خداى را كه جز او معبودى نيست، به خاطر وجود تو، شكرگزاريم. از او درخواست درود بر آقا و مولايمان محمد و آل طاهرش را داريم.

تو را آگاه مى كنم ـ خداوند توفيقات را براى نصرت و يارى حقّ ادامه دهد، و جزايت را به جهت گفتارِ راست تو از جانب ما، عظيم گرداند ـ كه به ما اذن داده شده كه تو را مشرّف به نامه نگارى كنيم . 2

بر ماست كه اگر به دنبال جلب محبّت آقا امام زمان(عليه السلام) و دورى از سخط و غضب آن حضرت هستيم، كارى نكنيم كه از ايشان دور شده، از عناياتش محروم گرديم; و از طرف ديگر، سعى ما بر اين باشد كه اعمال و رفتارى را انجام دهيم كه هر چه بيش تر ما را به ايشان نزديك مى گرداند.

___________

1.احتجاج، ج2، ص323و324 ; بحارالأنوار، ج53، ص176، ح7 .

2.احتجاج، ج2، ص322 ; بحارالأنوار، ج53، ص175، ح7 .

 

حديث سى و دوم ...

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حديث سى و دوم:

توحيد و نفى غلو

إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذي خَلَقَ الاَْجْسامَ وَقَسَّمَ الاَْرْزاقَ، لاَِنَّهُ لَيْسَ بِجِسْم وَلا حالٌّ في جِسْم، لَيْسَ كَمِثْلِهِ شيءٌ وَهُوَ السَّميعُ الْعَليمُ، وَأَمَّا الاَْئِمَّةُ(عليهم السلام) فَإِنَّهُمْ يَسْأَلوُنَ اللّهَ تَعالى فَيَخْلُقُ، وَيَسْأَلوُنَهُ فَيَرْزِقُ ، إِيجاباً لِمَسْأَلَتِهِمْ وَإِعْظاماً لِحَقِّهِمْ. 1

تنها خداوند متعال است كه اجسام را خلق و روزى ها را تقسيم كرده است; زيرا او جسم يا حلول كننده در جسم نيست. چيزى همانند او نيست. او شنوا و داناست;

امّا ائمّه(عليهم السلام) چيزى را از خدا مى خواهند و خدا نيز براى آنان خلق مى كند.

از خدا مى خواهند، خدا هم روزى مى دهد. خدا چنين مى كند، چون بر خود حتم كرده كه خواسته ى آنان را اجابت و منزلت و شأن آن ها را عظيم گرداند.

شرح :

شيخ طوسى(رحمه الله) دركتاب الغيبة نقل مى كند،جماعتى از شيعيان، در مقام اهل بيت(عليهم السلام) اختلاف كردند.عدّه اى قائل بودند كه خداوند ـ عزّوجل ـ قدرت خلق و رزق را به امامان معصوم واگذار كرده است.

در مقابل، عدّه اى براين عقيده بودند كه اين امر،محال است وبر خداوند متعال جايز نيست كه امر خلق و رزق رابه ائمه واگذار كند;زيرا، تنها خداوند متعال قادر برخلق اجسام است.

شيعيان، در اين امر، به نزاع شديد برخاستند. شخصى كه در آن مجلس حاضر بود، گفت:

«چرا نزد ابى جعفر محمّد بن عثمان عمرى (سفير دوم حضرت) نمى رويد و در اين باره از او سؤال نمى كنيد تا حقّ بر شما روشن گردد؟ او تنها راه و واسطه به سوى حضرت صاحب الأمر(عليه السلام)است.» شيعيان، بر اين امر راضى شدند و نامه نوشتند و در آن، مسئله ى مورد نزاع را پرسيدند. حضرت در جواب نامه مرقوم فرمودند:

خالق نبايد جسم، و رازق نبايد روزى خورنده باشد;

در نتيجه، ما چون جسم داريم و روزى مى خوريم، نه خالق هستيم و نه رازق; ولى خداوند، حق ما را بزرگ قرار داده و درخواست ما را اجابت مى كند;

لذا دعايى كه مى كنيم، برآورده مى شود، نه اين كه ما، خود، جداى از خواست الهى، توان اين را داشته باشيم.

__________

 

1.الغيبة، طوسى، ص 294، ح248; احتجاج، ج2، ص285; بحارالأنوار، ج 25، ص 329، ح۴ .

 

حديث سى و يكم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حديث سى و يكم:

(نهى از تكلّف و به زحمت انداختن)

لا تَتَكَلَّفُوا عِلْمَ ما قَدْ كُفيتُمْ . 1

خود را براى دانستن آن چه از شما نخواسته اند به مشقت نيندازيد.

شرح :

اين عبارت از جمله مطالبى است كه امام زمان(عليه السلام) در جواب سؤال هاى اسحاق بن يعقوب تذكّر داده اند.

از اين حديث شريف چند نكته استفاده مى شود كه به برخى از آن ها اشاره مى كنيم:

1.همه ى افراد، از نظر عقلى و توان درك و فهم، يك سان نيستند. برخى، مطالب فلسفى و عقلى و استدلالى را به راحتى درك مى كنند و برخى چنين نيستند; بنابراين، هر كس بايد اندازه ى فهم خود را بداند و بيش از آن، خود را به زحمت نيندازد;

زيرا، به طور نمونه، كسى كه توان فهم مطالب عرفانى را ندارد، اگر وارد اين مباحث شود، يقيناً، با مشكل روبه رو خواهد شد و چه بسا به گمراهى افتد.

2.شارع مقدّس اسلام، برخى مطالب را نخواسته آشكار كند. حضرت در اين روايت مى فرمايد:

به همان اندازه كه براى شما روشن شده است، قناعت كنيد و خود را براى فهميدن آن چه از شما مخفى شده است، به زحمت نيندازيد.

مثلاً برخى به دنبال اين اند كه بدانند حضرت، الآن، در كجا زندگى مى كنند و ...; علم اين مطالب بر ما پوشيده است.

آن چه براى ما روشن است، اين است كه حضرت، زنده است. وظيفه ى ما، آماده كردن اوضاع براى ظهور ايشان است. ما نبايد خود را براى اطلاع از نحوه ى زندگى حضرت و ... به زحمت بيندازيم; زيرا، اين امور، نفعى براى ما ندارد; لذا علمش نيز در اختيار ما نيست.

3.هم چنين، به طور مثال، اگر كسى لباسش پاك بوده باشد و شك كند كه نجس شده است يا نه، بايد حكم را بر پاكى لباس بگذارد;

ولى بعضى به اين مقدار اكتفا نمى كنند و خودشان را به زحمت مى اندازند و براى يافتن نجاست احتمالى، همه ى لباس را نگاه مى كنند تا علم حاصل كنند! از ما چنين علمى را نخواسته اند.

____________

 

1.كمال الدين، ج2، ص485، ح10 ; احتجاج، ج2، ص284 ; بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10 .

 

حدیث سی ام ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حدیث سى ام:

آزار دهندگان امام زمان(علیه السلام)

قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّیعَةِ وَحُمَقاؤُهُمْ، وَمَنْ دینُهُ جِناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ . 1

نادانان و کم خردان شیعه و کسانى که پر و بال پشه از دین دارى آنان برتر و محکم تر است، ما را آزار مى دهند.

شرح :

این عبارت، بخشى از توقیعى است که حضرت(علیه السلام) در جواب نامه ى محمّد بن علىّ بن هلال کرخى فرستاده است. این توقیع، در ردّ طایفه اى از غالیان است که به شرکت ائمه(علیهم السلام) با خداوند در علم و قدرت او معتقدند!


یکى از وظایف شیعه این است که امامان را همان طور که هستند، بشناسد، نه آنان را در سطح افراد عادى پایین آورد و نه در قدرت و ... شریک خداوند یکتا قرار دهد.

در روایات فراوانى، مقام امامان و وظیفه شان به خوبى بیان شده و لازم است با مراجعه به آن ها، تفکّر خویش را درباره ى امامان اصلاح کنیم.


اعمال و رفتار و اعتقاد غالیان، سبب شد که مخالفان، شیعه را تکفیر کنند و گروهى از آنان نیز به نجاست و واجب القتل بودن شیعه فتوا دهند.


امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نهج البلاغه در کلامى مى فرماید:دو کس در مورد من هلاک مى گردد: یکى آن کس که در دوستى با من به راه افراط مى رود، دیگرى آن که در دشمنى با من، سخت به تفریط مى افتد . 2

_________

 

1.احتجاج، ج2، ص289 ; بحارالأنوار، ج25، ص267، ح9 .

2.نهج البلاغه، حکمت 469 ; بحارالأنوار، ج39، ص295، ح96 .

جلسه بیست و نهم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حدیث بیست و نهم:

حکم منکرین امام زمان(علیه السلام)

لَیْسَ بَیْنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَبَیْنَ أَحَد قِرابَةٌ، وَمَنْ أَنْکَرَنی فَلَیْسَ مِنّی، وَسَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح  . 1

بین خداوند عزّوجلّ و هیچ کس قرابت و خویشاوندى نیست، هر که مرا انکار کند از من نیست، و راهِ او راه فرزند نوح است.

شرح :

این عبارت، بخشى از جواب هاى امام زمان(علیه السلام) به پرسش هاى اسحاق ابن یعقوب است. از جمله ى آن سؤال ها، سؤال از حکم کسانى است که از اهل بیت و نسل پیامبرند و از فرزندان عموى آن حضرت شمرده مى شوند، ولى منکر امام زمان اند. او مى پرسد:

 «آیا با وجود این که منکران حضرت، از ذرارى پیامبرند، گمراه اند یا نه؟» حضرت(علیه السلام)در جواب این سؤال به نکته اى اشاره مى کند و مى فرماید:

میان خدا و هیچ کس، قرابت و خویشاوندى وجود ندارد که به جهت آن درباره اش ملاحظه ى خاصى صورت گیرد; لذا اگر فردى نافرمانى خدا را کند ـ هر کس که باشد ـ سرنوشتش دوزخ است.

یکى از موارد نافرمانى خدا، انکار امامت امام زمان یا انکار وجود اوست. آن که این نظر را داشته باشد، راهى را که مى پیماید، راه فرزند نوح است. او به هر جا پناه برد، نجات نیابد; همان گونه که کوه بلند، فرزند حضرت نوح را نجات نداد.

این حدیث را روایتى که شیعه و سنّى در کتب روایى خود آورده اند، تأیید مى کند; و آن این که پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:

مَثل اهل بیت من، مَثل کشتى نوح است، هر کس سوار بر آن شود، نجات مى یابد و کسى که از آن تخلّف کند، غرق مى شود.2

 

__________

1.کمال الدین، ص484، ح3 ; الغیبة، طوسى، ص290، ح247 ; احتجاج، ج2، ص283 ; کشف الغمة، ج3، ص339 ; إعلام الورى، ج2، ص270 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1113 ; بحارالأنوار، ج53، ص180، ح10 .

2.بصائر الدرجات، ص317، ح4 ; مستدرک حاکم، ج3، ص151 .

 

حدیث بیست و هشتم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حدیث بیست و هشتم:

نهى از شک

لا تَشُکَنَّ، فَوَدَّ الشَّیْطانُ أَنَّکَ شَکَکْتَ . 1

هرگز شک به خود راه مده; زیرا شیطان دوست دارد که تو شک کنى.

شرح :

شیخ کلینى(رحمه الله)، به سند خود از حسن بن نضر، نقل مى کند: هنگامى که وارد منزل امام عسکرى(علیه السلام)شدم، شخص سیاهى را دیدم که ایستاده است.

او به من گفت: «تو حسن بن نضر هستى؟» گفتم: «آرى.» گفت: «داخل شو.» پس داخل خانه شدم و سپس اتاقى را دیدم که بر درِ آن پرده اى آویزان شده بود.

از داخل اتاق ندایى شنیدم که فرمود:اى حسن بن نضر! خدا را بر آن چه بر تو منّت گذاشته شکرگزار باش و حمد کن، و هرگز شکّى به خود راه مده; زیرا شیطان دوست دارد که تو شک کنى ....


از آن جا که حسن بن نضر و جماعتى دیگر از شیعیان، در امر وکلا و دیگر امور شک کرده بودند، و در امر امامت و رهبرى جامعه ـ که از مسائل اعتقادى است ـ شک، موجب فساد دین خواهد شد، امام(علیه السلام) او را از شک و تردید برحذر مى دارد.

از این حدیث شریف چند نکته استفاده مى شود:1.از آن جا که امام(علیه السلام) خبر از باطن حسن بن نضر مى دهد، مى فهمیم که آن حضرت علم غیب مى داند.2.امام(علیه السلام) اگر چه در غیبت به سر مى برد، به فکر شیعیان خود است و آنان را از حیرت و ضلالت و گرفتارى ها نجات مى دهد.


3.شک در امور اعتقادى، زیان فراوان دارد; زیرا منشأ همه ى بى بندوبارى ها، نداشتن یقین و باور دینى است. ما باید ایمان خود و دیگران را تقویت کنیم و در صورت القاى شبهات، پاسخ گوى آن ها باشیم.


4.یکى از راه هاى نفوذ شیطان، ایجاد شک و تردید در باورهاى عقیدتى مردم است، و طبق این حدیث، شیطان این حالت انسان را بسیار دوست دارد.


5.انسان باید شک و تردید را از خود و افراد جامعه دور سازد. همان گونه که امام زمان(علیه السلام) درصدد برآمدند تا شک را از حسن بن نضر و جماعت شیعه برطرف کنند. قرآن کریم، در پانزده مورد، شک را مذمّت، و شک کننده را به تفکّر دعوت کرده است. نتیجه ى تفکّر، زوال شک ورسیدن به یقین است.

 

__________

1. کافى، ج1، ص518، ح4 ; بحارالأنوار، ج51، ص309، ح25 .

 

حدیث بیست و هفتم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

 

حدیث بیست و هفتم:

نهى از تشکیک

لا عُذْرَ لاََحَد مِنْ مَوالینا فی التَّشْکیکِ فیما یُؤَدّیهِ عَنّا ثِقاتُنا . 1

در تشکیک نسبت به روایاتى که موثّقان از ما براى شما نقل مى کنند، احدى از شیعیان ما عذرى ندارند.

شرح :

این عبارت قسمتى از توقیعى است که از سوى حضرت به «قاسم بن علا» درباره ى «احمد بن هلال عبرتایى» و دورى از او صادر شده است.


فقهاى عظام، در کتاب هاى استدلالى اصول، براى حجّیّت خبر ثقه، به این روایت تمسک کرده اند; زیرا در واقع، حضرت در این روایت، به متابعت و قبول روایات کسانى امر کرده است که مورد وثوق اند و سنّت اهل بیت(علیهم السلام) را نقل مى کنند.

مفاد حدیث، آن است که، کسى حقّ ندارد در روایاتى که اصحاب مورد وثوق از اهل بیت(علیهم السلام) نقل کرده اند، تشکیک کند و به آن ها ترتیب اثر ندهد، مگر در صورتى که علم به خطاى آن داشته، یا مفاد خبر، مخالف با کتاب و یا سنّت قطعى یا عقل سلیم باشد;

زیرا این ثقات از اصحاب اند که واسطه ى نشر معارف اهل بیت(علیهم السلام) هستند و تشکیک در روایات آنان سبب مى شود که چیزى از معارف اهل بیت(علیهم السلام) به دست ما نرسد.

شایان ذکر است که وثاقت درجاتى دارد که بعضى از مراتب آن، ملازم با عدالت، بلکه فوق عدالت است. تعبیرى که امام حسین(علیه السلام) براى حضرت مسلم بن عقیل در نامه ى خود به اهل کوفه بیان داشته اند، مرتبه ى فوق عدالت را مى رساند; آن سخن چنین است:من، به سوى شما، برادر و پسر عمو و مورد وثوق از خاندانم، مسلم بن عقیل را مى فرستم . 2

 

___________

1.رجال کشّى، ج2، ص816 ; بحار الأنوار، ج50، ص318و319، ح15 ; وسائل الشیعة، ج1، ص38، ح61 .

2.الإرشاد، شیخ مفید، ج2، ص39 ; إعلام الورى، ج1، ص436 ; بحارالأنوار، ج44، ص334 .

 

حدیث بیست و ششم ...

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حدیث بیست و ششم:

حضرت زهرا(علیها السلام) الگوى حضرت مهدى(علیه السلام)

وَفی إِبْنَةِ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) لی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ . 1

دختر رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) (فاطمه ى زهرا(علیها السلام)) براى من، اسوه و الگویى نیکو است.

شرح :

شیخ طوسى(رحمه الله)، در کتاب الغیبة خویش، قصّه ى مشاجره ى ابن ابى غانم قزوینى با جماعتى از شیعه درباره ى امر جانشینى امام عسکرى(علیه السلام)را نقل کرده است.

 ابن ابى غانم، به جانشینى براى حضرت امام عسکرى(علیه السلام)اعتقادى نداشت. عدّه اى از شیعیان نامه اى به حضرت مى نویسند و در آن مشاجره اى را که میان ابن ابى غانم و جماعت شیعه ایجاد شد، یادآور مى شوند.


حضرت، در جواب نامه، به خطّ مبارک خود، بعد از دعا براى عافیت شیعیان از ضلالت و فتنه ها و درخواست روح یقین و عاقبت به خیرى آنان و تذکر به امورى چند، مى فرماید:


فاطمه ى زهرا، دختر رسول خدا، براى من، در این مسئله، الگوى خوبى است.

در این که حضرت کدام گفتار یا رفتار حضرت زهرا(علیها السلام) را سرمشق خویش قرار داده اند، احتمال هاى مختلفى بیان شده است. که در این جا به سه مورد از آن ها اشاره مى شود:


1.حضرت زهرا(علیها السلام) تا پایان عمر شریفش، با هیچ حاکم ظالمى بیعت نکرد. حضرت مهدى(علیه السلام) هم بیعت هیچ سلطان ستمگرى را بر گردن ندارد.


2. شأن صدور این نامه این است که برخى از شیعیان، امامت ایشان را نپذیرفته اند. حضرت مى فرمایند:اگر مى توانستم و مُجاز بودم، آن چنان مى کردم که حق بر شما کاملاً آشکار شود به گونه اى که هیچ شکّى براى شما باقى نماند;

ولى مقتداى من حضرت زهرا(علیها السلام)است. ایشان، با این که حق حکومت از حضرت على(علیه السلام) سلب شد، هیچ گاه براى بازگرداندن خلافت، از اسباب غیرعادى استفاده نکرد. من نیز از ایشان پیروى مى کنم، و براى احقاق حقّم در این دوران، راه هاى غیرعادى را نمى پیمایم.

3.حضرت در پاسخ نامه فرموده است:اگر علاقه و اشتیاق فراوان ما به هدایت و دست گیرى از شما نبود، به سبب ظلم هایى که دیده ایم از شما مردمان روى گردان مى شدیم.


حضرت، با اشاره به حضرت زهرا(علیها السلام) مى خواهند بفرمایند، همان طورى که اذیت و آزارى که دشمنان نسبت به حضرت فاطمه(علیها السلام)روا داشتند و سکوتى که مسلمانان پیشه کردند، هیچ کدام سبب نشد که ایشان از دعا براى مسلمانان دست بکشد، بلکه دیگران را بر خود مقدم مى داشت، من نیز این ظلم ها و انکارها را تحمّل مى کنم و از دل سوزى و راهنمایى و دعا و ... براى شما، چیزى فرو نمى گذارم.

__________

1. الغیبة طوسى، ص286، ح245 ; احتجاج، ج2، ص279 ; بحارالأنوار، ج53، ص180، ح9 .

 

حدیث بیست و پنجم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حدیث بیست و پنجم:

حرمت اموال مردم

فَلا یَحِلُّ لاَِحِد أَنْ یَتَصَرَّفَ مِنْ مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إِذْنِهِ . 1

براى هیچ کس جایز نیست که بدون اذن صاحب مال، در مالش تصرّف کند.

شرح :

این کلام، بخشى از جوابى است که حضرت(علیه السلام) در پاسخ مسائل اسدى، مرقوم داشته اند.حضرت به مطلبى اشاره مى کنند که در آیه ى شریفه ى (لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تَراض مِنْکُمْ(  2 به آن اشاره شده است. خداوند در این آیه فرموده است:اموال خود را بین خود به باطل نخورید، بلکه تصرّف شما به واسطه ى تجارتى باشد که با رضایت شما، در میانتان متداول است.

مال مسلمان نیز همانند آبرو و جانش باید محفوظ باشد، و دیگران نباید چشم سوئى به آن داشته باشند.

مالک مال دیگران شدن، اگر بدون اسباب شرعى وعرفى (از قبیل تجارتِ با رضایت، بخشش، ارث، اجاره و یا سایر اسباب شرعى که در فقه اسلامى به آن ها اشاره شده است) باشد، نتیجه اى جز هرج و مرج در پى ندارد.

در این آیه و نیز حدیث شریف، این گونه دستور داده شده که تصرّف در مال دیگران باید با رضایت یا اذن یا اجازه ى صاحب مال باشد و کسى حق ندارد با زور، مال دیگرى را از دستش بیرون آورد و خود را صاحب آن بداند.

_________

1.کمال الدین، ص521، ح49 ; احتجاج، ج2، ص299 ; بحارالأنوار، ج53، ص183، ح11 ; وسائل الشیعة، ج9، ص540و541، ح12670 .

2.سوره ى نساء، آیه ى 29 .

 

حدیث بیست و چهارم ...

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حدیث بیست و چهارم:

امید به اجابت دعا

رَبِّ مَنْ ذَا الَّذی دَعاکَ فَلَمْ تُجِبْهُ، وَمَنْ ذَا الَّذی سَأَلَکَ فَلَمْ تُعْطِهِ، وَمَنْ ذَا الَّذی ناجاکَ فَخَیَّبْتَهُ، أَوْ تَقَرَّبَ إِلَیْکَ فَأَبْعَدْتَهُ . 1

پروردگارا! چه کسى تو را خواند و تو دعایش را اجابت نکردى، و چه کسى از تو درخواست نمود و به او عطا نفرمودى، و چه کسى با تو مناجات کرد و او را ناامید ساختى، یا خود را به تو نزدیک نمود و او را دور ساختى؟!

شرح :

این فقره از دعا، برگرفته از دعاى معروف به دعاى علوى مصرى است. محمّد بن على علوى حسینى مصرى، در مکاشفه اى، خدمت حضرت(علیه السلام)مشرّف شد و این دعا را از ایشان فرا گرفت و با خواندن آن به مقصودش رسید.

حضرت در این دعا ـ که روح امید را در انسان زنده مى کند ـ به انسان مى آموزد که نباید از دعا کردن و روى آوردن به درگاه ایزد ناامید شد; زیرا خداوند متعال کسى را دست خالى برنمى گرداند و هیچ دعایى را بى جواب نمى گذارد.

در این جا ممکن است کسى بپرسد: «چه بسیارند دعاهایى که به اجابت نمى رسند و چه بسا انسان از خدا چیزى را مى خواهد، ولى به او داده نمى شود و ... پس منظور از این حدیث چیست؟» در پاسخ باید گفت:

اوّلاً، چه بسا، انسان از چیزى کراهت دارد، در حالى که خیر او در آن است و میل به چیزى دارد که صلاح او در آن نیست;

ولى با این حال، آن را از ایزد تبارک و تعالى مى خواهد. در این موارد، خداوند دعاى بنده اش را در ظاهر اجابت نمى کند، ولى به عوض آن، نعمت هاى دیگرى به او مى دهد و یا گناهانش را مى آمرزد.

ثانیاً، برآورده شدن حاجات، احتیاج به وجود شرایط و نبود موانع دارد. با نبود شرایط و وجود موانع، انسان هر چه دعا کند، حاجتش برآورده نمى شود.

هم چنین براى دعا کردن آدابى است که باید رعایت شود و بدون رعایت آن ها دعا مستجاب نمى شود. نخستین شرط آن «عبد خدا» بودن است. شرط مهم دیگرش این است که دل کسى را نیازرده باشیم.

کسى که دل دیگرى را به ناحق مى شکند، چگونه توقع دارد دعایش مستجاب شود؟ نفرین فرد دلشکسته زودتر به درگاه ایزد مى رسد و مستجاب مى شود.

__________

1. مهج الدعوات، ص281 ; البلدالأمین، ص393 ; بحارالأنوار، ج92، ص267، ح34 .

 

حدیث بیست و سوم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حدیث بیست و سوم:

دفع بلا از شیعه

أَنَا خاتَمُ الاَْوْصِیاءِ، وَبی یَدْفَعُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلی وَشیعَتی . 1

من، خاتم اوصیایم. خداوند، به سبب من، بلا را از اهل و شیعیانم دفع مى کند.

شرح :

این حدیث شریف را شیخ صدوق و شیخ طوسى(رحمهما الله) از ابونصر خادم نقل کرده اند. ابونصر مى گوید:بعد از آن که به خدمت آن حضرت رسیدم، فرمود: «آیا مرا مى شناسى؟» عرض کردم: «بلى.» فرمود: «من کیستم؟» عرض کردم: «تو آقاى من و فرزند آقاى منى.» حضرت فرمود: «من از تو این سؤال را نپرسیدم!» عرض کردم: «خدا مرا فداى تو گرداند! حال خود را، براى من شرح کن.» حضرت فرمود: «من، خاتم اوصیا هستم. خداوند، به سبب من، بلا را از اهل و شیعیانم دفع مى کند.

در این قسمت از حدیث، حضرت(علیه السلام) به دو نکته اشاره کرده اند:1.آن حضرت خاتم اوصیاست و وصایت و امامت، به وجود ایشان ختم شده است. ممکن است منظور از وصایت در این جا، وصایتى باشد که از فرزند حضرت آدم(علیه السلام)، هابیل یا شیث شروع و به امام زمان(علیه السلام)ختم شده است و نیز ممکن است مراد از «خاتمیت در وصایت» در قبال وصایتى باشد که از على ابن ابى طالب(علیه السلام) شروع شده است. در هر صورت، پس از ایشان، هیچ امامى نخواهد بود و هرکس ادعاى امامت کند، باطل، و مدعى آن دروغ گو است.


2.شیعیان حضرت، در طول تاریخ، گرفتار انواع بلاها و مصایب خواهند شد. امام زمان(علیه السلام) در این حدیث شریف مى فرماید:تنها به سبب من است که خداوند اهل بیت و شیعیانم را از گرفتارى و بلاها نجات خواهد داد.

این کلام دو احتمال دارد:الف) مراد حضرت، عصر غیبت باشد; در این صورت، منظور این است که شیعیان، در دوران غیبت، تنها با توسّل به حضرت مى توانند گرفتارى ها را از خود دفع کنند.


حضرت(علیه السلام) در توقیع خود به شیخ مفید(رحمه الله) فرمود:ما در سرپرستى شما کوتاهى و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم که اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشه کن مى نمودند . 2


ب) مراد حضرت، عصر ظهور باشد; در این صورت، مقصود این است که خداوند متعال با ظهور حضرت و غلبه اش بر تمام ظالمان، بلاها و مصایب را از اهل و شیعیانش دور مى کند.


جمع بین این دو احتمال نیز ممکن است; به این معنا که حضرت(علیه السلام)هم در غیبت و هم هنگام ظهور خویش گرفتارى را از شیعیان دور مى سازد.

__________

1.کمال الدین، ج2، ص441، ح12 ; الغیبة، طوسى، ص246، ح215 ; بحارالأنوار، ج52، ص30، ح25 .

2.احتجاج، ج2، ص323 ; الخرائج و الجرائح، ج2، ص903 ; بحارالأنوار، ج53، ص175، ح7 .

 

حدیث بیست و دوم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حدیث بیست و دوم:

مراعات شیعه

إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَلا ناسینَ لِذَکْرِکُمْ، وَلَوْلا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ الَّلأْواءُ وَاصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ . 1

ما در رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم که اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشه کن مى نمودند.

شرح :

حضرت(علیه السلام) دو توقیع براى شیخ مفید(رحمه الله) صادر فرموده است.  

در توقیع اول، حضرت به شیعیان خود این بشارت را مى دهد که شما، دائماً، تحت نظر و مراعات ما هستید و هرگز فراموش نمى شوید;

از این رو، از خطر دشمنان در امانید. شیعه به سبب ظلم ستیزى و پیروى از حق و حقیقت، دائماً، مورد تعرّض حکّام جور و معاندان و مخالفان بوده است;

لذا، به کسى نیاز دارد که در سختى ها و گرفتارى ها او را یارى کند و از نابودى نجاتش دهد.

در این توقیع، حضرت(علیه السلام) این بشارت را به شیعه مى دهد که با وجود غایب بودنم، شما را حمایت مى کنم و هرگز نمى گذارم نقشه ى دشمنان حق و حقیقت به ثمر نشیند و مذهب شیعه و شیعیان نابود شوند

. گره گشایى هایى که حضرت در طول دوران امامت خویش انجام داده، نمونه هایى رسا براى صحت وعده ى حضرت است.

_____________

1. احتجاج، ج2، ص323 ; الخرائج و الحرائج، ج2، ص903 ; بحارالأنوار، ج53، ص175، ح7.

 

حدیث بیست و یکم ...

 

به نام عالی اعلی

شرح چهل حديث از

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

على اصغر رضوانى

حدیث بیست و یکم

دعا براى تعجیل فرج

أَکْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ. 1

براى شتاب در گشایش حقیقى و کامل، بسیار دعا کنید; زیرا، همانا، فَرَج شما در آن است.

شرح :

این کلام از جمله مطالبى است که حضرت مهدى(علیه السلام) در جواب سؤال هاى اسحاق بن یعقوب بیان کرده اند.

در این روایت، امام(علیه السلام)به زیاد دعا کردن براى تعجیل فَرَج فرمان مى دهند. این فرمان حضرت، اهمیّت مطلب را مى رساند;

زیرا فَرَجْ و گشایش شیعیان از تمام گرفتارى ها و فتنه ها، در سایه ى ظهور حضرت(علیه السلام)محقق مى گردد; و تا زمانى که حضرت(علیه السلام) در غیبت به سر مى برد، شیعه نیز تحت فشار و ظلم و تعدّى حاکمانِ ظالم و جائر است.

در این حدیث نکاتى است که به آن ها اشاره مى کنیم:1.براى شیعیان فَرَجى است و آنان از شکنجه و اذیّت و آزار و تهمت رهایى خواهند یافت. آن روز طلایى خواهد رسید و آنان در سایه ى حکومت آقا و مولایشان در آرامش و رفاه و معنویت زندگى خواهند کرد.


2.فرج امام زمان مورد «بداء» واقع مى شود;

و به تعبیر دیگر، قابل تأخیر یا تعجیل است و یکى از عوامل تعجیل در فرج آن حضرت، دعا است. مى دانیم که دعا بدون درخواست قلبى و زمینه سازى براى تحقّق آن، مؤثر نخواهد بود.

انسان باید با زبان و قلب بطلبد، و در عمل نیز زمینه ساز خواسته ى خود باشد.

__________

1. کمال الدین، ج2، ص485، ح4 ; الغیبة، طوسى، ص293، ح247 ; احتجاج، ج2، ص284 ; إعلام الورى، ج2، ص272 ; کشف الغمة، ج3، ص340 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1115 ; بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10 .